تاریخچه اسب کاسپین
تازیخچه اسب کاسبین در گیلان
درگذشته در گیلان شغلی به نام چهارپاداری مرسوم بود که چهارپاداران با تعدادی اسپ کاسپین که زبان به آن گیله اسپ یا اسپ گیل میگویند مسافرکشی و بارکشی میکردند و در بسیاری از اوقات نامه و مراسلات خصوصی را نیز به همراه میبردند و از این نژاد برای کشاورزی در مزارع و شالیزارها کمک گرفته میشد که رد پای گیلِ اسب در اشعار شعرای گیلان باقی ماندهاست.
شواهدی مربوط به وجود یک اسپ سواری اولیه و همچنین اسپی که متفاوت با اسپهای هند و اروپایی باشد در دست است. محققان سالها از وجود نقش یک اسپ کوچک روی حجاریها در ایران آگاه بودند اما طراحان اغلب اینطور تفسیر میکردند که حجاری اسپهای کوچک به دلیل کمبود جا بودهاست. در بعضی از موارد این امر ممکن است دلیلی برای به تصویر درآوردن اندازههای متفاوت باشد، همانطور که این روش گاهی برای تمیز موقعیت دو یا چند تصویر به کار میرفتهاست ولی به ندرت در یک حجاری در مورد تندیسها یا حیوانات رزمی که دارای اندازههای کاملاً متفاوت هستند به کار گرفته شدهاست. تخت جمشید و دارابگرد نمونههایی عالی از مورد آخر هستند. در حجاریهای تخت جمشید اختلاف اندازه بین اسب نسایی و اسپهای کوچک لیدیایی به ۸/۲۱ سانتیمتر میرسد. باتطابق این مقدار با اندازههای طبیعی، اختلاف قد این دو اسپ ۴۰ سانتیمتر است. در حجاریهای دارابگرد که از زمان ساسانیان به جا مانده نیز اختلاف بین اندازه این اسپها در همین حد بودهاست.
تصویر این اسپها در نگارههای پلکان آپادانای تخت جمشید موجود است. در مهر داریوش کبیر، در گنجینهٔ آمودریا در موزه بریتانیا و در نقش رستم و نقش شاپور اسپ کوچکی مشاهده میشود که بنا بر مطالعات فسیلشناسی بر روی بقایای اسکلتهای یافت شده در اطراف همدان، همان اسپ کاسپین است. این اسپ مدتی در حالت انقراض قرار داشت، این نژاد اسب برای اولین بار بعد از مدتها در سال ۴۴-۱۳۴۳ شمسی توسط خانم لوئیز فیروز و با انگیزه دستیابی به اسپهای مناسب جهت آموزش سوارکاری و سواری آزاد به کودکان و نوجوانان در اطراف آمل به صورت تصادفی مورد شناسایی قرار گرفت. نامبرده به واسطه داشتن تحصیلات در علوم دامی و آشنایی با انواع نژادهای اسپ، به سرعت به ویژگیهای منحصر به فرد و ارزشهای خاص این نژاد پی برد و بر اساس مطالعات و تحقیقات خود در طی مدت کوتاهی جوامع بینالمللی پرورش اسپ را مجاب به قبول این نوع اسب کوچک ایرانی به عنوان نژادی منحصر به فرد نمود.
تاریخچه اسب کاسپین
تاریخچه اسب کاسپین: در گنجینه آمودریا موجود در موزه بریتانیا مجسمهای طلایی از اسبهای کوچک در حال کشیدن یک ارابه دیده میشود.
اگر حیوانی که امروز با نام اسبچه خزر یا اسب کاسپین مینامیم پشتوانهی تاریخی نداشت، سایر ویژگیهایش نمیتوانست آن را به این اندازه با ارزش و پرطرفدار جلوه دهد.
کاسپین پشتوانهای دارد به قدمت سرزمین من، نه تنها اوج آبادانی ایران در هزاره اول قبل از میلاد را پشت سر گذاشته، که تنها در لابلای تاریخ گمشدهی ایران استخوانهایش کمکم پیدا میشود، که از کشتی نوح پیامبر پا به زمین گذاشته است. تاریخچه پرفراز و نشیب این نژاد را از پنجهزارسال پیش بررسی میکنیم یعنی فعلاً بیشتر از این نمیدانیم.
باستانشناسان، جانورشناسان و تاریخدانان علوم اسب مدت زمان زیادی است که بر روی سیر تکامل اسب در جهان تحقیقات فراوانی داشتهاند و ایران همیشه جزو پر رمزو رازترین کشورهایی بوده که به آن توجه داشتند. در سایتهای باستانی در مناطق مختلف ایران بقایای بسیار زیادی از استخوانهای مربوط به تکسمیان یافت شده بود که مربوط به هزاره سوم قبل از میلاد بود اما هیچکدام از آنها شبیه اسب نبود.
بنابراین تمام محققان معتقد بودند اسب با مهاجرت اقوام هند و اروپایی در هزاره دوم قبل از میلاد به ایران منتقل شد. اما بازیابی اسب کاسپین تحقیقات گذشته را زیر سؤال برد. اکنون حیوانی با ویژگیهای یک اسب اما قد کوچک پیدا شده بود.
بررسی مجدد یافتههای باستانی و مقایسه آن با کاسپین ثابت نمود قسمت اعظم استخوانهای کشفشده متعلق به اسبهایی از نژاد کاسپین میباشد.


اسب کاسپین در کشتی نوح!
رابرت کورنوک از اعضای B.A.S.E Institute در تحقیقی به نام کوههای گمشده نوح که در کتابی با همین نام منتشر شد کاسپین را یکی از حیواناتی معرفی میکند که از کشتی نوح(ع) پیاده شده است. او تحقیقات و کشفیات متعددی دارد و سرنخهایی از حقانیت تورات و انجیل را در آثار باستانی دنبال میکند.
او بازدیدهای متعددی از ایران داشته و نواحی کوهستانی واقع در شمال ایران را محل توقف کشتی نوح میداند. پایین همین کوهها مناطقی است که اولین باقیماندههای اسبکاسپین در آنجا کشف شد. این ناحیه به اعتقاد بسیاری از متخصصان، خواستگاه تمدن بشری است.
جالب اینجاست که دوره زمانی و محل تقریبی کشتی نوح با محل پیدایش اسب کاسپین کاملاً مرتبط است. پس جای شگفت نیست که آن را اسب فراموش شده کشتی نوح بدانیم.
در میان نقشبرجستههای حک شده بر پلکانهای شمالی و شرقی تختجمشید، مراسم پیشکش هدایای نوروزی ملل مختلف ترسیم شده است. در این میان دو رأس اسب کوچک با ویژگیهای کاسپین – که برای هدیه به حکمران ایران آورده شدهاند- در حال حمل ارابههای جنگی دیده میشود.

تاریخچه اسب کاسپین – مهر داریوش
بر روی مهر سه زبانه داریوش کبیر (۵۲۲ تا ۵۸۶ قبل از میلاد) اسبهایی کوچک با همان صفات ترسیم شده است که ارابه شاه را در حال شکار شیر حمل میکنند. داریوش برای رفتن به شکار شیر که نشانهای از شجاعت و لیاقت برای مدیریت سرزمین بزرگ ایران بود، به اسبهایی چابک با قدرت مانور و توانایی بدنی زیاد احتیاج داشت.
شاپور در سال ۲۶۰ بعد از میلاد نیز برای اسبهای کوچک احترام زیادی قائل بود؛ در نقش رستم او را سوار بر اسبی کوچک در جشن پیروزی بر امپراطور روم حک کردهانددر حالی که نزدیک است پاهای او به زمین برسد. نقش برجستهی دیگری تاجگذاری انوشیروان اول، نخستین پادشاه ساسانی را نشان میدهد در حالی که اسبهایی که قدشان کوتاهتر از کمر انسان میباشد دیده میشوند.
در گنجینه آمودریا موجود در موزه بریتانیا مجسمهای طلایی از اسبهای کوچک در حال کشیدن یک ارابه دیده میشود. پلاکی سفالینه (مربوط به هزاره دوم قبل از میلاد بینالنهرین) اسبی کوچک را در حال سواری دادن با حلقهای درمنخرین نشان میدهد(موزه بریتانیا)؛ این اسب ،اندام باریک و دم پرپشت کاسپین را دارا است.
در تمام آثار فوقالذکر، شکل کاملاً برجسته پیشانی، گوشهای کوتاه و دست و پای باریک به وضوح دیده میشود